یک معلم مناسب برای ابتدای راه نویسندگی خلاق چه میکند؟
یکی از کارهای رایج و معمولیِ معلمِ نویسندگی خلاق در دورههای مقدماتی، نظر دادن دربارهی متنهای مهارتآموزان است. اما مهم این است: چه جور نظر دادنی؟ معلم، با کدام معیارها بهتر است دربارهی متنها نظر بدهد. یادمان نرود که معلم آموزشهای مقدماتی قرار نیست هنگام آموزش، منتقد ادبی باشد حتا اگر نقد ادبی بلد باشد. پس چه باید گفت دربارهی یک متن از مهارتآموز مبتدی؟
متن خلاقِ «تمرینی»، باید یک یا چند تا از این چهار ویژگی را داشته باشد: تصویر، عاطفه، ایده / فکر، بیان فردی. و طبیعتاً با همین معیارها هم سنجیده شود. بیایید اینجور در نظر بگیریم که این ویژگیها چیزهایی نیست جز همان کارهایی که هر انسان به طور خیلی معمولی در زندگیاش انجام میدهد. یعنی وقتی روی ذهنمان ذرهبین بگیریم میبینیم: یا به مرورِ تصویری مشغول است، یا درگیر است با احساسی، یا فکری را اینور و آنور میکند. و گاهی هم اینهمه را با بیان مخصوص آن فرد، به زبان میآورَد. نویسندگی خلاق در مراحل مقدماتی، قصد دارد ما همین انسانِ معمولی بمانیم، اما به جای زبان شفاهی، هرچه درونمان میگذرد، با کلمات ثبت کنیم، روی کاغذ چاپی یا فایلی.
حالا که قرار نیست چیزی و کسی جز همین انسانِ واقعی باشیم، پس قرار نیست تصویرهای ذهن را کج و معوج کنیم، احساسها را انکار کنیم، افکارمان را بخوریم و سرانجام در زبانی انگار لکنتگرفته یا بهظاهر ساکت ارائه کنیم و ارائه نکنیم. در بدترین حالتِ ممکن، تصور کنید کسی کلاً قیدِ همهی این فعالیتهای عادی انسانی را بزند: نه فکری کند، نه خیالی، نه احساسی بورزد. آن وقت میشود همسطح حیوان. و مگر انسان جز حیوان «ناطق» (= دارای تفکر، تخیل، عاطفه، زبان) چیز دیگری هست؟
بله، این حرفها بدیهی است. ولی کمتر دیده میشود که موقع بررسی و نظر دادن دربارهی نوشتهی یک مهارتجوی مقدماتی، به میزان «طبیعی بودن»ِ آن هم اشاره شود؛ طبیعی، یعنی «انسانی» بودن. اینکه: فلانی! اصلاً آیا متن شما با روح و روان کسی ارتباط میگیرد؟ یا فقط با قسمت «سبکدانی / سبکشناسی» مغز او ارتباط دارد؟ آیا دل کسی را میلرزاند؟ آیا عقلش را به چالش میکشد یا نه؟
اگر نه، احتمالاً نوشته «خودسانسورشده» است. موجودی ناقصالخلقه که شبیه مدل ذهنی — درونیِ صاحبش نیست: شبیه تصویرها، احساسها و افکارِ او. و به زبانِ شخصیِ نویسندهاش نوشته نشده. مثل صدایی نیست که پشت تلفن از او شنیده میشود و شبیه هیچ کس نیست.
نوشتهی تغییریافته، مال منِ نویسنده نیست. برای رضایت دیگران است. ارتباط برقرار نمیکند. و معلم نویسندگی خلاق باید حواسش به همهی اینها باشد.
مصطفا پورنجاتی
مطلب قبلی: تبدیل رنج به کلمه
مطلب بعدی: می خواهم نویسنده شوم، چه کنم؟

