مأموریتِ ویژه:

“داستانِ خودت رو بنویس!”

آماده‌ای؟
درست سرِ ساعت و دقیقه‌ای که ذوقت گُل می‌کنه باید بری مأموریت! 👩🏻‍🔧👨🏻‍🔧
پس وسایلِ لازم رو حتماً کناردستت داشته‌باش که یه وقت دیرت نشه!

من بیش‌تر مأموریت‌هام رو با 🖊 و 📄انجام دادم شایدم با ✏️ حتّی با ماژیک! ولی یه دوستی دارم که صبح تا شب پشتِ 💻شه و همه‌ش میگه مأموریتم! حافظه‌یِ کامپیوترش پُره از مأموریت‌هایِ نصفه‌نیمه، شکست‌خورده یا پرونده‌هایِ باز که هنوز نتونسته تمومشون کنه!

ما همیشه با هم بحث داریم سر این‌که کدوممون کارش راحت‌تره موقع نوشتن! من معتقدم ابزاری که نتونی راحت با خودت این‌ور اونور ببری و نگران گرونی‌ و شارژ تموم کردن و این داستاناش باشی، ابزارِ تو نیست، تو ابزارِ اونی!
ولی دوستم می‌گه ابزاری که با یه 💨 و ⛈ نیست و نابود بشه و جایی نداشته‌باشه که اطلاعات قبلی رو روش نگه‌داری، ابزار نیست. ما همین‌جور که می‌ریم مأموریت، با هم می‌جنگیم! من با کاغذ قلمم و اون با لپ‌تاپش!
ولی فکر می‌کنم مجبور شیم یه روز صلح کنیم و کاغذ و قلم من رو بذاریم کنار لپ‌تاپ اون و از هردوشون استفاده کنیم؛ تا هم ابزار ارزونی داشته باشیم و هم بتونیم اطلاعاتمون رو منظم و طبقه‌بندی شده، نگه‌داریم.

تو چی؟
تو با چی می‌ری مأموریت؟
توی تیم منی یا دوستم؟
یا تو هم طرفدار صلحِ این دوتایی؟🕊🕊
بگو بِهم، داستانِ خودت رو با چی می‌نویسی؟

“ملیحه حکیم”

📚📜📖

 

در ادامه بخوانید:

مأموریت ویژه: داستان خودت را بنویس! (قسمت پنجم)