(وقتی جستار شخصی می‌نویسیم چه اتفاقی می‌افتد؟)

|

جستارهای خوب مثل تمام نوشته‌های ماندگار، درباره‌ی مسائل اساسی بشرند. در عمق هر جستار خوب، یک خصیصه، غریزه، انگیزه یا رفتار انسانی مثل ترس، رفاقت، عشق، خشم، شجاعت یا خرد، نفس می‌کشد.

جستارهای خوب بلدند از طریق اتفاقاتی معمولی‌ یا غیرمعمول توسط آدم‌هایی واقعی‌ با انگیزه‌هایی باورپذیر، درباره‌ی موضوع و کشمکش اصلی خود حرفشان را بزنند.

جستارهای خوب بلدند خیلی هوشمندانه ــ و البته ظالمانه ــ درگیری و مجادله با موضوع خود را از دنیای بیرونی و تبعات ظاهری آن به جهان ذهنی و درونی نویسنده و مخاطب بکشانند. بلدند مخاطبان خود را جوری به اضطراب‌های کهن انسان و شادی‌های بسیار عمیقش متصل کنند که اشکمان وقت خواندنشان دربیاید.

جستارهای خوب پر از کشش‌های متناقض، دوراهی‌های بی‌راهنما و دست و پا زدن‌های ابدی بین فضیلت‌های انسانی و منافع انسانی هستند.

پر از ” اینجور به نظر می‌رسید” و “اما واقعاً نبود” هستند.

 

جستارهای خوب مثل عروسک‌های ماتریوشکا درون هر پاراگراف حقیقت، نشانه یا سرنخ کوچکی برای پاراگراف بعدی ذخیره می‌کنند و از این طریق اتصالات متن را ظریف اما محکم می‌سازند.

*”دوتا ماهی داشتند با هم شنا می‌کردند که سر راه‌شان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آن‌ور می‌آمد و برایشان سر تکان داد و گفت «صبح به خیر بچه‌ها! آب چه‌طوره؟» بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکی‌شان به آن یکی نگاه کرد و گفت «آب دیگه چه کوفتیه؟»”…

 

“منظور دمِ دستی داستان ماهی‌ها این است که واقعیت‌های بدیهی و در دسترس و مهم معمولاً همان‌هایی هستند که دیدن و حرف زدن درباره‌شان از بقیه سخت‌تر است… واقعیت این است که در سنگرهای روزمره‌ی زندگی بزرگ‌سالانه کلیشه‌های پیش‌پاافتاده می‌توانند به اندازه‌ی مرگ و زندگی مهم شوند.”…

 

“حقیقتِ واقعی درباره‌ی زندگی قبل از مرگ است. درباره‌ی این‌که چه‌طور به سی یا شاید پنجاه سالگی برسید، بی‌آن‌که بخواهید تفنگ روی شقیقه‌تان بگذارید. درباره‌ی یک آگاهی ساده است: آگاهی از این‌که چه چیزی آن‌قدر حقیقی و ضروری است، آن‌قدر از چشمان‌مان پنهان مانده که باید مدام ــ بارها و بارها ــ به خودمان یادآوری کنیم:

آب این است. آب این است.

چنین کاری بی‌نهایت سخت است: آگاه و زنده ماندن، هر روز و هر شب”.*

 

پاراگراف‌های بالا بخش‌های کوتاهی از متن “آب این است” نوشته‌ی دیوید فاستر والاس بود. مثل هر جستار درخشانی تفکیک یک یا دو پاراگراف از آن بسیار سخت است چون ساختمان متن در بهترین شکل خود قرار دارد و هر پاراگراف مثل بلوکی در جای صحیح خود نشسته است. اما همین چند تکه نشان می‌دهد که جستار چطور می‌تواند برای برملا کردن مجادله‌ی درونی هر آدمی از درون ماجرایی ساده آنقدر جلو برود تا رنج‌های عظیم و شادی‌های عمیق را نشانمان بدهد.

 

نسرین شیرین‌نیاز

|

 

*آب این است، دیوید فاستر والاس، ترجمه‌ی معین فرخی، نشر اطراف.

 

 

 

مطالب مرتبط:

جستار شخصی چیست و چگونه عمل می کند؟