دست هنرجوی پرتمرین

 

«هنرجو باید آن‌قدر خیزران را طراحی کند تا خود، به خیزران تبدیل شود».

نویسندگان، نقاشان و معلمان معنوی بزرگ جهان از نوعی رفتار تمرینی و هنری سخن گفته‌اند که از فرط کثرت، میل به یکی شدنِ «چیزها» و «کس‌ها» دارد. آن‌قدر بنویس تا فاصله‌ی ذهن و دستت محو شود. آن‌قدر که هرچه می‌نویسی، جریان الکتریسته‌ای باشد ردشونده از سیمِ متن به روح مخاطب.

دست هنرجوی پرتمرین، فقط حرکت می‌کند و می‌کِشد؛ بی‌توجه مطلق به هرگونه عاقبت. دست به کار برپا کردن آتشی بزرگ از هیزم‌هایی خشک و اعلا. و سرانجام، لحظه‌ی وحدت هنرجو و اثر فرا می‌رسد. دوران حرارت و یکپارچگی. هنرمندی که به شعله‌های آتش بدل ‌شده است.

 

 

مصطفا پورنجاتی

 

مطلب قبلی: برای رهایی از ننوشتن، محرک ها به کمک می آیند.

مطلب بعدی: افزایش قدرت نوشتن، در سه گام