با سرعت ضمیر ناهشیارتان بنویسید!
سریع نوشتن میتواند خلاقیت را فعال کند و شما را از بنبست نویسنده نجات دهد
نوشته: کیت آرمز-رابرت
ذهن ناهشیار و نیمههشیار گنجی است برای نویسندهها. مغز ما حقایقی را دربارهی جهان در خود ذخیره دارد که در طول زندگی جذب کردهایم؛ اما مساله این است که خودمان نمیدانیم چطور باید به آنها دسترسی پیدا کنیم. تصاویر و احساساتی که در رویاهایمان پیدایشان میشود چیزهایی هستند که میتوانند به نوشتههایمان رنگ و روح بدهند – البته اگر بتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.
ذهن هشیار ما با پیامهای اجتماعی درآمیخته؛ پیامهایی که به ما میگویند چه کار کنیم خوب و شایسته است و چه کار کنیم بد و ناپسند، چطور از خطر دور بمانیم، یا کیفیت کارمان باید چطور باشد که مورد پسند قرار بگیرد. اگر زیادی کنترل را به دست ذهن هشیار بدهیم، بهویژه در اوایل آغاز یک پروژه، کار نوشتن آنطور که باید و شاید پیش نمیرود؛ یعنی تصویرها دقیق از آب درنمیآید، استعارهها کلیشهای یا آبکی میشود، از حقایق احساسی و واقعیتهای تلخ دوری میکنیم، و یک کلام، کار دندانگیری تولید نمیکنیم.
بعدا، وقتی نسخهی اولیه حک و اصلاح میشود تا داستان دلچسب یا بحث شستهرفتهای ازش دربیاید، نویسنده ذهن هشیار را برای تحلیل و چکشکاری به کار میگیرد. که یعنی ذهن هشیار را هم ما لازم داریم و امکاناتش برای خلق اثرمان حیاتی است؛ اما این امکانات حیاتی اگر زودتر از آنچه باید وسط بیایند، بیشتر کار را خراب میکنند تا درست.
ذهن ناهشیار سرعتش بالاست
برای اینکه ذهن ناهشیارمان را بر یک مساله متمرکز کنیم اغلب فقط کافی است کاری آهسته، آرام و تکراری انجام دهیم. مثلا، دوش گرفتن، قدم زدن، خوابیدن، رانندگی کردن، شستن ظرفها یا تا کردن لباسها – همان کارهایی که گاهی ازشان فراری هستیم. فعال نگه داشتن ناهشیار زمانی سخت میشود که بخواهیم از مرحلهی نشخوار فکری دربارهی یک ایدهی خلاقانه به مرحلهی آفریدن یک محصول خلاقانه برویم. بعضی از «نویسندههای آینده» هرگز از مرحلهی صفحهی سفید گذر نمیکنند. این نویسندهها در همان گام اول، در بنبست نویسنده، دفن میشوند.
نویسندههای موفق اما کارهایی میکنند و حقههایی میزنند که هنگام نوشتن اولین نسخه از کارشان، دست سنگین ذهن هشیار از اثرشان دور باشد و صدای ویراستارش موقتا خاموش شود.
ذهن ناهشیار سرعتش بالاست. ذهن هشیار آهستهتر است.
بسیاری از تمرینها و تکنیکهای نوشتن از این اختلاف سرعت استفاده میکنند. این تکنیکها همگی با این هدف طراحی شدهاند که نویسنده چنان با سرعت بنویسد که ذهن هشیار را جا بگذارد و به او اجازهی دخالت کردن با نظرات انتقادیاش را ندهد. برای مثال، جولیا کمرون تمرین روزانهی نوشتن صبحگاهی را تجویز کرده است: هر صبح پیش از هر کار دیگری، سه صفحه را با جریان سیال ذهنتان پر کنید بدون اینکه قلم را از روی کاغذ بردارید و فکر ویراستن متنتان به سرتان بزند. ناتالی گُلدبرگ تمرین نوشتن زماندار را پیشنهاد میکند: در هر ساعتی از روز که میخواهید، برای مدتزمانی مشخص بنویسید؛ اما حق ندارید در نوشتن نسخهی اولیه هیچ تغییری بدهید. یعنی حق ویراستن ندارید. نقطهی اشتراک هردوی این تمرینها تمرکز بر سریع و بی وقفه و ناویراسته نوشتن است.
تجربهی فیزیکی سرعت ذهن ناهشیار
فهمیدن اینکه ذهن ناهشیار در این زمینه سریعتر از ذهن هشیار است برای بسیاری کافی است تا سراغ راهی تازه و سریعتر برای آفرینش اثر بروند. اما بعضیهای دیگر را باید با واقعیت عینی متقاعد کرد. اینها باید واقعیت را با دستهای خودشان لمس کنند تا باورشان بشود.
این تمرین ساده کمک میکند سرعت ذهن ناهشیار را درک کنید:
- یکی از دستهایتان را روی نقطهای از بدنتان بگذارید.
- جای دستتان را عوض کنید.
- دوباره دستتان را جای دیگری ببرید.
- دوباره جای دستتان را تغییر دهید.
- به مدت ده ثانیه، بهسرعت جای دستتان را عوض کنید. این کار را چنان سریع بکنید که وقتی برای انتخاب کردن موقعیت بعدی نباشد.
- آرام بگیرید.
- کمی زمان بدهید تا این تجربه را هضم کنید و نسبت به توجهتان هشیار شوید.
وقتی بدنمان را مجبور میکنیم سریع حرکت کند، ذهن هشیارمان مجبور میشود به ناهشیارمان وا بدهد. حرکت کردن با سرعتی بیشتر از سرعت ذهن هشیار به ما یادآوری میکند که تجربهمان بیش از چیزی است که ذهن هشیارمان خبر دارد. در نتیجه، میتوانیم مشتی از گنجینهی بزرگ ناخودآگاهی برداریم.
وقتی هشیار شدیم، میتوانیم به مشتمان نگاه کنیم و به صلاحدید هشیاریمان، از آن میان دست به انتخاب بزنیم.
در جایگاه نویسنده، بهنفعتان است که ناخنکی به ذهن ناهشیارتان بزنید، از عادتهای فکری ذهن هشیارتان فراتر بروید، و بگذارید ناخودآگاهتان نوشتههایتان را با جزئیات و شگفتیهای ساکت نهفته در اعماق وجودتان پربارتر کند.
اگر تا کنون این کار را نکردهاید، شروع کنید سریعتر نوشتن از آنچه که فکر میکردید میتوانید. یا دستکم، سریعتر از آنکه بتوانید ویرایش کنید. و ببینید نوشتههایتان چقدر تغییر میکند.

