از چه چیزهای بنویسیم تستی برای داستان کوتاه
من سی سال است که پیش یک درمانگر میروم.
درمانگر من 24 ساعته در دسترسم است، و در طول این سه دهه حتا یک بار هم مرخصی نرفته. شده ساعت سه نصفشب با او تماس گرفتهام، یا در روز عروسیام، یا در تایم ناهارم، یک بار در یکی از تعطیلات سرد سال نو که تنها بودم، یک بار وقتی در ساحلی در یک جزیره بینهایت دور وسط اقیانوس آرام بهسر میبردم، و حتا توی اتاق پذیرش دندانپزشکی.
آنقدر با درمانگرم راحتم که باور کنید هر چیزی را که به ذهنتان برسد میتوانم به او بگویم. او هم با صبر و سکوت به تمام حرفهایم گوش میدهد؛ به تاریکترین جنبههای شیطانی وجودم، به عجیبوغریبترین خیالات و رویاهایم، و به دوستداشتنیترین خوابهایم.
خوبیاش این است که حرفهایم را هرطور که بخواهم میتوانم بهش بگویم. میتوانم جیغ بکشم، زار بزنم، فریاد بکشم، شیون کنم، عصبانی شوم، یا اینکه از شوق بالا و پایین بپرم، مثل دیوانهها بخندم و سروصدا کنم. میتوانم بامزهبازی دربیاورم، نیش و کنایه بزنم، کسی را متهم کنم، بروم به درون خودم، توجیه بیاورم، احساس بدبختی کنم، توهین کنم، یا به خودم افتخار کنم، احساساتی شوم، جسارت به خرج بدهم، الهامبخش باشم، و یا هرجور دیگری که دلم بخواهد. درمانگرم همه اینها را میپذیرد، بدون اینکه بخواهد درموردم قضاوت کند، چیزی را به خودش بگیرد، یا حتا به فکر تلافی باشد.
بهتر از همه این است که درمانگر من تمام جزئیات کارمان با هم را ثبت میکند و نگه میدارد، طوری که من الان کتابی از زندگیام در قفسهام دارم – تمام ماجراهای عشقیام، درد و غصههایم، موفقیتهایم، افتادنها و بلندشدنهایم، تغییر و تحولهایم. هر چیزی که در زندگیام اتفاق افتاده و من برایش گفتهام.
حتما میپرسید این روند مشاوره خاص چقدر برایم خرج برداشته. احتمالا خیلی گران بوده. خب، باید بگویم هیچ! درمانگر من ازم پول نمیگیرد!
درمانگر من، ژورنال شخصیام است؛ یادداشتهایی که هر روز در دفترهای سیمی معمولی مینویسمشان. که خیلی هم قیمتی ندارند، و همهجا میشود پیدایشان کرد.
نوشته کَثلین آدامز، نویسنده کتاب:
Journal to the Self
ترجمه زینب شاهدی
#دفترمندرمانگر_من




