نوشتاردرمانی چه دردی از ما دوا می‌کند؟ + سه تکنیک فوری برای انجام نوشتاردرمانی

جیم برن– ترجمه زینب شاهدی/ مشاور روانشناسی – مجموعه نویسندگی خلاق

 

شما چه درگیر مشکل خشم باشید چه اضطراب یا پانیک، افسردگی، استرس، یا مشکلات عملی دشوار، نوشتن دشواری‌هایتان و دیدن‌شان روی کاغذ می‌تواند برایتان مفید باشد. این روش با روش معمول مراجعه به مشاور، روانشناس یا روان‌درمانگر فرق دارد. بااین‌حال، اگر مشکلات شما جدی است، بهتر است از یک متخصص و به صورت حضوری کمک بگیرید و بعدا نوشتن درباره احساسات و مسائل‌تان را به فرایند درمان اضافه کنید.

و اگر به افسردگی شدید دچارید، استفاده از نوشتاردرمانی فکر خوبی نیست، چون می‌تواند علائم‌تان را بدتر کند. (هرچند همیشه این اتفاق نمی‌افتد و بوده‌اند افسرده‌هایی که از نوشتاردرمانی برای درمان خودشان استفاده کرده‌اند؛ مثل شیفمن در سال ۱۹۷۲). به‌ویژه اگر فقط بر نوشتن واژه‌ها و فکرهای منفی تمرکز کنید خطر شدت پیدا کردن علائم افسردگی‌تان بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، این فکر نیز اشتباه است که نوشتاردرمانی (مثلا در روزانه‌نویسی) تنها می‌تواند برای مشکلات خفیف مفید باشد. نمونه‌اش، کهنه‌سرباز آمریکایی است که از جنگ ویتنام برگشته بود و دچار اختلال استرس پس از سانحه شدید بود – شدید در حدی که نتوانسته بود به دل اجتماع برگردد. او در خیابان‌های سان‌فرانسیسکو سرگردان بود، درحالی‌که اموالش را در یک چرخ دستی فروشگاهی با خودش این‌ور و آن‌ور می‌برد. تا این‌که روزی، به‌طور اتفاقی، به محوطه ساختمانی رسید که در آن دوره نوشتاردرمانی برگزار می‌شد. او وارد کلاس شد، در آنجا سیستمی ساده برای ژورنال‌نویسی درمانی یاد گرفت، و از آن روز به بعد روزانه‌نویسی را ادامه داد. او یک دفتر روزانه‌نویسی داشت که همه «جن‌های جنگ» را که در وجودش رخنه کرده بودند با آن جن‌گیری کرد و راهش را به زندگی عادی گشود! و حتی پس از آن به شغل نویسندگی رمان مشغول شد.

از این داستان برمی‌آید که نوشتاردرمانی می‌تواند به اندازه درمان رودررو موثر باشد، و بعضی از نظریه‌پردازان ادعا کرده‌اند که اثرگذاری نوشتاردرمانی حتا بیشتر هم هست! (مثلا نظریه‌پردازی به نام وایزمن در سال ۲۰۰۹ چنین ادعایی داشته است.) اما لازم است به این نکته مهم توجه داشته باشید که اِبراز رنج‌های عاطفی برای یک فرد و مشاهده شدن آنها مزایایی دارد که نمی‌تواند در نوشتاردرمانی اتفاق بیفتد. علاوه بر این، فرایند بازوالدی توسط درمانگر بهتر انجام می‌شود تا این‌که بخواهیم با گذر زمان یاد بگیریم چطور خودمان را بازوالدی کنیم.

 

سه تکنیک فوری برای انجام نوشتاردرمانی (نوشتن‌درمانی)

حال به این نکته بپردازیم که نوشتاردرمانی چه چیزی در خود دارد؟ پاسخ سریع به این پرسش را می‌توان به این سه شکل بیان کرد:

۱) فکر کردن روی کاغذ. این پیشنهاد از برایان تریسی است. دلیل مفید واقع شدن این کار این است که ما در حالت معمول نمی‌توانیم جدا از احساسات و ادراک‌های خودمان «فکر کنیم.» وقتی ذهن‌مان را مشغول نوشتن می‌کنیم، به‌ناچار افکار، احساسات، توجه، ادراک، خاطرات و هر چیز دیگری از این دست همه با هم به کار می‌افتند. این فرایند در سطحی درست زیر آگاهی هشیار ما رخ می‌دهد، و در طی نوشتن نسخه بازبینی‌شده مشکلات، احساسات منفی و عواطف گیرافتاده را هم بیرون می‌ریزیم و حل‌وفصل می‌کنیم. به این صورت، با نگاه کردن به گذشته از زاویه‌ای جدید، معنای تازه‌ای به تجربه‌های قبلی‌مان می‌دهیم.

۲) نوشتن یک یا دو صفحه در هر روز. جولیا کمرون پیشنهاد می‌کند روزی یکی دو صفحه بنویسیم. این فرایند «جریان آگاهی» نام دارد، که در آن هر چیزی را، از فکر گرفته تا احساس، نگرش، دغدغه، نگرانی، یا هر چیز دیگری، که اتفاقا در آن لحظه از ذهن‌تان عبور می‌کند می‌نویسید. این کار باعث می‌شود راه فکرهای خلاقانه، راه‌حل مشکلات، و بینش‌های مفید به ذهن‌مان باز شود.

۳) نوشتن به مدت دست‌کم ۱۵ دقیقه در هر روز. این کار سه تا چهار روز ادامه پیدا می‌کند. این توصیه جیمز پنه‌بیکر است. این تمرین عموما متمرکزتر است و در آن درباره یک مساله خاص می‌نویسیم، تجزیه‌اش می‌کنیم، و می‌کوشیم از آن معنایی بیرون بکشیم. با این کار، کم‌کم درک‌مان از آن مساله بیشتر می‌شود و دست‌مان می‌آید که چطور بر آن چیزه شویم.

 

نکته مهم این است که نباید از یاد ببریم نوشتاردرمانی، مثل هر مدل و روش دیگر در تراپی، بهتر است با نظارت یک مشاور متخصص در این زمینه انجام شود تا به بهترین نتایج برسد و از بروز احتمالی مشکلات پیشگیری شود.