وقتی همه‌ی موضوعات را نوشته‌اند، از چه بنویسیم؟

درباره جستار شخصی منحصر به فرد

همه‎ ی داستان‎ها پیش از ‎این گفته ‎شده‎ اند. داستان همه‎  جور ‎عشق ‎و‎ وصلت‎ و فراقی، همه‎ جور ‎فقدانی، داستان رسیدن به قله‎ ها و سقوط از آن‎ها، داستان دست ‎ ‎پا زدن در برزخ‎ ها و دوزخ‎  های آدمیزاد، ‎داستان محک‌‎ خوردن ایمان و تولد شک!
همه‎ ی داستان‎ ها پیش ازاین گفته شده‎ اند. پس اگر فکر می ‎کنید داستان شما و درونمایه ‎ی تجربه‎ تان تکراری‎ ست، ‎درست است. تمام موضوعات ضروری و غیر‎ضروری بشر، تا به ‎امروز در قالب رمان‎ های ‎کلاسیک، مدرن، پست‎ مدرن، داستان‎ کوتاه ، مموار و جستارهای شخصی و غیر‎شخصی بارها نوشته شده ‎اند.
پس شما برای گفتن به مخاطب‎تان چه دارید؟ چه چیزی داستان آشنای شما را منحصر‌به‌ فرد می‎کند؟چطور باید داستانی آشنا با درونمایه ‎ای مشابه خیلی از نوشته ‎های دیگر را تعریف کنید تا متفاوت باشد و بتواند به نزدیک‌ ترین فاصله با تجربه‎ ی شما برسد؟
وقتی از جستار شخصی خوب حرف می‎زنیم از متنی حرف می‎زنیم که نویسنده ‌اش توانسته از قلب تجربه ‌‎ای برای ما پرده بر‎دارد که سخت و شاید محال است. در حالت عادی کسی از آن‎ با‎ ما حرف بزند یا نشانمان بدهد. چرا؟ چون حالت عادی و حرف‎ زدن معمولا جاهایی نیستند که قلب چیزها توی آن واضح و مشخص باشند. اما راه نوشتن یک جستار‎شخصی ‎خوب و رسیدن به آن عطف جادویی از درون همین حالت‎ های عادی و حرف‎های معمولی و تجربه ‎های محدود ما می‎گذرد.
تجربه‎ هایی که اشتراک ‎های زیادی در شکل ‎و ‎نشانه ‎ و ‎ترکیب دارند اما با قلب ‌‎و ‎جوهری‎ یگانه از ‎هم متمایز می ‎شوند.
ماجرای تکراری هر ‌‎آدمی در ‎ذات خودش داستانی دست ‎اول و بکر دارد که رسیدن به ‎آن و نشان‎ دادنش فقط از عهده‎ ی صاحب‎ آن ‎تجربه برمی ‌آید.
یک موقعیت و یک داستان*! یک تجربه و قلب آن!
پس تجربه‌‌‎ های شخصی ‎تان را‎ مرور ‎کنید، نه مرور ‎کافی نیست. درون آن‎ها بگردید ‎و ‎جستجو کنید بارها ‎و ‎بارها بدون اعتماد به حافظه و خاطره.
این‎جوری می‎توانید به قلب ماجرا نزدیک و نزدیک‎تر شوید.

*موقعیت و داستان، یکی از مباحثی ‎ست که در ‎کارگاه جستار شخصی به شما آموزش داده می ‎شود.

نسرین شیرین نیاز