مأموریت ویژه: داستان خودت را بنویس (قسمت دوم)

داستان‌ها از راه‌هایِ مختلفی گفته می‌شن. توی کتاب‌ها، فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، سفرنامه‌ها و…. می‌دونستی حتّی آدم‌هایِ غارنشین هم برای هم یه جورایی قصه می‌گفتن؟ با نقاشی‌هایی که روی دیوارِ غار می‌کندن یا حتّی با حالتِ صورت‌هاشون. البته ما هم هنوز از ابزارِ دومی استفاده می‌کنیم.

 

مثلاً به این صورت نگاه کن: 😆

فکر می‌کنی داستانش چیه؟ من می‌گم این یه پسربچّه‌یِ نوجوانه که توی جمعِ دوستاش نشسته و به یه نفر که جوکِ خیلی باحالی گفته داره می‌خنده. یا شایدم یه دختره که عادت داره وقتی کسی جلوش می‌خوره زمین از خنده روده‌بُر بشه. شایدم این خنده‌یِ عصبیه یه مادره با دیدن کارنامه‌یِ بچّه‌ش که پُر از صفرهایِ کله‌گُنده‌ست!

 

بذار ببینم داستانِ این یکی صورت چی می‌تونه باشه: 😤

گمان کنم این یه معلمِ عصبانیه که بعد از اینکه درسِ جدید رو کلّی توضیح داده با یه سؤالِ عجیب و غریب از طرفِ دانش‌آموزهایِ گیجِ کلاسش مواجه شده.

البته شایدم صورتِ یه مرد باشه که رفته یه کیلو گوشت بخره و با دیدن قیمتش تصمیم گرفته زین پس گیاهخوار بشه!

شایدم داستانِ یه مامانیه که کلی مهمون داره و درست توی دقیقه‌یِ نَود که مهمونا دارن می‌رسن، اومده توی اتاق و دیده بچّه‌ها روی فرشِ اتاقِ پذیرایی شیرکاکائویِ غلیظِ ۹۰ درصد ریختن!

 

وای اگه من رو ول کنی تا صبح می‌خوام برات از این داستان‌ها بگم!

پس حتّی یه صورت هم می‌تونه داستانِ خودش رو داشته‌باشه.

این صورت‌ها رو نگاه‌کن:

😎😊😇😉🧐🙄

به نظر تو داستانِ اینا چی می‌تونه باشه؟

 

 

البته مأموریتت یادت نره:

قراره داستانِ خودت رو هم بنویسی؛ پس شروع کن!

من اینجا منتظر داستان‌هات هستم.

 

ملیحه حکیم، مدرس نویسندگی خلاق نوجوان

قسمت قبل: مأموریت ویژه: داستان خودت را بنویس (1)

قسمت بعد: مأموریت ویژه: داستان خودت را بنویس (3)